فصل اول
كليات
مقدمه:
هنر مقولهاى است كه پيچيده و در عين حال ملموس و شناخته شده كه از ديرباز يعنى از
آن هنگام كه انسان خودش و محيطش را شناخت. به عنوان ركنى از اركان زندگى مطرح بوده
است، جاى هيچگونه شكى نيست، كه هنر از آنجا كه شايد بتوان گفت اگر امروز اين مقوله
از زندگى بشر حذف كنيم آنچه باقى ميماند چيز قابل توجهى نخواهد بود به زبانى ديگر
آنچه در قرن حاضر به عنوان شاخههاى علوم و فنون و معارف و كلاً دانستههاى انسان
مطرح است، آميختهاى است از تجربيات و كاربردهاى گوناگون كه به خمير مايه هنر آغشته
گرديده و اين هم تنوع را باعث شده است. هنر ابعاد وسيعى يافته است:
بعضى از صنايع دستى و هنرى تقريباً از ميان رفته است و به غير از معدودى افراد كسى
از آنها بهرهاى ندارد. هدف و نظر ما اين است كه هنر و صنايع هنرى را به همان شكل
ابتدايى آن حفظ نموده و سپس به پرورش و خلاقيت در آن بپردازيم. بدليل پيشرفت
امكانات و رشد تكنولوژى متأسفانه صنايع دسى مربوط به نخل در حال از بين رفتن
ميباشد بطوريكه فقط معدود افرادى از ريش سفيدان در حال تهيه و ساخت صنايع مربوط به
نخل ميباشند. در اين تحقيق سعى خواهد شد گامى كوچك جهت احياى دستساختههاى مربوط
به نخل و چگونگى ساخت آن مورد بررسى قرار گيرد.شايد بدينوسيله تا حدودى جايگاه
واقعى خود را پيدا كند.
بيان مسئله:
هنر در معنى عام خود تجلى احساسات و عواطف و به كارگيرى فنون انسانى است كه در
تمامى زواياى زندگى آدمى در طول تاريخ رخ نموده است. از آنجائيكه انسان فطرتاً
زيبايى خواه است و همواره سعى نموده تا اين نياز فطرى خويش را پاسخ مثبت داده و
تمامى اعمال و افكار و رفتار خويش را در قالبى زيبا ارائه دهد.
بدين دليل خلقت آدمى و پيدايش هنر را نميتوان از هم جدا دانست. در هر زمان و مكان
كه انسان بوده و خواهد بود. هنر و زيبايى خواهى نيز بوده خواهد بود و هر چه هنر و
هنرمند خود را با مطلق زيبايى و كمال مطلق آشناتر و مأنوستر نمايد از لطافت و جذبه
فراوانتر برخوردار خواهد بود. لذا بر اينست كه موانع و محدوديتهاى اجرايى محصولات
درخت نخل و چگونگى ساخت آن مورد مطالعه و بررسى قرار گيرد.
هدف پژوهش
1- آشنايى با محصولات دستى بدست آمده از درخت نخل.
2- كاربرد كيفيت صنايع دستى در مقايسه با تغيير شرايط زندگى مردم.
3- بررسى و تشخيص عوامل بازدارنده در ساخت محصولات فرعى نخل.
4- كيفيت پايين صنايع دستى و كمبود كمى نيروى انساني.
5- حفظ سنت و ارزشهاى فرهنگى و هنري.
اهميت موضوع پژوهش
انتقال ميراث فرهنگى و پرورش افراد خلاق و متخصص از تحولات عظيم فرهنگي، علمى و
هنرى و اقتصادى ميباشد. در اين ميان صنايع مربوط به نخل نيز اين نقش را ايفا
ميكند. چنانچه عدم توجه به اين دست ساختهها بدون شك بر معضلات اقتضادى و هنرى
جامعه ميافزايد در نتيجه استعدادهاى افراد در اين زمينه تباه ميگردد و از
آنجائيكه صنايع دستى محصول نخل موجب تبديل مواد خام به كالاهاى گوناگون ميشود. در
حقيقت شاخهاى از هنر محسوب ميگردد. كه اينگونه توليدات بيشتر متكى به قدرت
ابتكار، تجربه و خلاقيتهاى فردى و بازتاب ذوق و سليقه و سنن و آداب و رسوم اهالى
منطقه ميباشد كه قدمت بسيار طولانى را دارا و از نسلى به نسل ديگر واگذار شده است.
لذا اين تحقيق در جهت شناخت صنايع مربوط به نخل و چگونگى ساخت محصولات نخل و
محدوديتها و راهحلهايى براى آن ميباشد. نتايج حاصل از اين تحقيق ميتواند در
زمينه فعاليتهاى هنرى و آموزشى مورد استفاده علاقمندان به فعاليتهاى هنرى و آگاه
سازى مردم منطقه جهت ساخت و آشنايى بيشتر به اين صنايع مربوط به نخل قرار بگيرد.
فصل اول
فصل دوم
فصل سوم
فصل چهارم
فصل پنجم