به نام ایزد هستی بخش

اندکی درباره ی هنر رزم باستان کونگ فو پرتوآ

پارت‌ها بر سلوکی‌ها جانشینان اسکندر غالب شدند. آنان تا زمان مرگ تمرینات جنگی و شکار را جزء زندگی می‌شمردند. کلمه‌ی پهلوان از پرتو که همان پارتی و اشکانی می‌باشد گرفته شده است. پارت‌ها یا پرتوها دوست داشتند که همه آن‌ها را پهلوان (پرتوآ) بدانند. اعتقاد به توانایی ایرانیان، کسوت و اندیشه‌ی پاک، صدور فرهنگ غنی ایران از طریق گسترش فرهنگ، لباس، سخن، دین و پرچم، ما را بر آن داشت تا سبکی تکمیلی با اندیشه‌ای نو و تکنولوژی و نوآوری در متدهای علمی سبک‌های رزمی و علوم تربیت بدنی پس از سالیان سال تفحص و تحقیقات، رشته کونگ فو پرتوآ را به شکل جدیدی ارائه دهیم. پرتوآ به معنای پهلو و پهلوانی ایرانی است که همان ورزش رزم باستان و پهلوانی می‌باشد. آغاز پرتوآ مدیون زحمات برادران شکری است که متخصص روش‌های مختلف رزمی بوده و پس از کنکاش و  تحمل مشقت فراوان توانستند سیستم باستانی کونگ فو پرتوآ را ابلاغ نمایند. این سبک بر اساس اساسنامه ارائه شده و مصوب، دارای 30 خط می‌باشد که شامل تکنیک‌های پایه، سلاخ سرد و تکنیک‌های پنج حیوان است.
تکنیک‌های پرتوآ، با وجود زیبائی خص خود، متکی بر سرعت، قدرت، انعطاف و تمرکز و آرامش تن در اندیشه بوده و اصل اساسی در برنامه‌‌های مبارزات و مسابقات بر اصل رعایت ایمنی، بهداشت روحی و جسمی و سلامتی فرد ورزشکار طراحی شده است.


 قسم نامه‌ی ورزش کونک فو پرتوآ

از روی مروت و دادگری به روان راستی سوگند یاد می‌کنم. از روی پاکی و پاکدلی، از روی مروت و دادمردی، از روی وفا و مردمی و سرانجام به فرمان خون و سرشت انسانی و ناموس‌های ازلی که در چشم‌انداز تاریخ ما همه جا پیش‌تاز و جان پناه انسانیت بوده و هست و منشأ اثر نیک و پدید آورنده تواناترین نیک برتر که بازتاب کننده‌ی هستی‌هاست سرافراز گردم.
من با ژرف اندیشی و دوربینی جویای این هنرم، هنری بزرگ با دانشی سامانگر با شناخت نیک‌های درونی خویش تا به دروازهای حود یعنی وراء اندیشه‌ها در آیم. در سکوتم ره یافته سفری به درون خود می‌کنم.
آفریدگارا ما را آن خشیت عطا فرما که ابهت و جبروت تو را با چشم و دل احساس کنم و از خشم و رنجش تو بترسم و از بدی‌ها دوری نمایم.
پروردگارا، ما را به کرم و فضل خود امیدوار کن. خالقا گناهکاریم و پشیمان، ما را دلگرمی ده که به رحمت و آمرزش تو امیدوار باشیم.
آفریدگارا، دروغ و دروغ را آئینه‌ی سر تا پا نمای ناپاکی می‌دانم. دلهره ندارم، هر نکته‌ای که از دیدگاه و آماج اندیشه‌ها گذشت را به دل می‌سپارم. خودپسندی‌ها را کنار می‌نهم، کلید سرافرازی خویش را در ژرف انسانیت می‌جویم. راست می‌گویم ولو بیم جان باشد، دروغ نمی‌گویم ولو امید نان باشد. می‌کوشم تا هرگونه بدی و زشتی را از خود دور سازم.
پروردگارا، به عظمت کهکشان‌هایی که ساخته‌ی دست توست و جز تو کسی از اسرار  آن‌ها وقوف نیست به پابرجائی کوه‌های سر به فلک کشیده‌ای که آن‌ها را برای اسکان کره‌ی زمین آفریده‌ای ما را آن عزم راسخ عطا فرما که در برابر خواسته‌‌های نفسانی مقاومت کرده ، مدارج عالی انسانی را بپیمایم.

           از ره غفلت به گدائی رسی    گر به خود آئی به خدائی رسی
 

پس به خود آ.

با پرتوآ هنر درست زیستن را تجربه کنیم.

بجوشید بجوشید که ما بهر شعاریم  

بجز عشق دگر کار نداریم

در این خاک در این خاک  در این مزرعه‌ی پاک   بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم
چه مستیم چه مستیم  از آن شاه که هستیم   بیائید بیائید که تا دست برآریم
چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم؟   که امروز همه روز خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت   که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وز آن باده نخوردید   چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

آلبوم عکس